لغت نامه دهخدا

در آزربایجان غربی نیز ژن مغول در سمت پدری ساکنان امروز آزربایجان حدود 0.5 درصد (یعنی نزدیک به صفر) مشاهده شده و بیشترین درصد این ژن در بین ساکنان امروزی یزد، مازندران، هرمزگان و با درصد بالاتری در پاکستان مشاهده می شود. این مقاله با استفاده از ارتباطات زبانی بین گوتیان و تورکی باستان اثبات می کند که تنها زبان نزدیک به گوتیان در بین زبانهای همسایه زبان تورکی باستان می باشد. قپچاق ها حدود سه قرن پس از استیلای برخی از اقوام مغول بر قزاقستان در این مناطق حضور یافتند و وجود اشتراکات ژنتیکی در سمت مادری بنا بر نظر برخی محققان حاصل از ازدواجهای بین این دو قوم می باشد.

مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری است که به باور تاریخ نگاران، بنیانگذار کیش یزیدی است. دری در افغانستان فارسی در جغرافیایی ایران و تاجیکی در تاجیکستان یک زبان هستند و این زبان از افغانستان به مناطق همسایه مخصوصا ایران رفته و البته در انجا تا قرن هفتم و هشتم هجری نه زبان عموم مردم بلکه زبان عده ای اندک و برخی تحصیلکردگان بوده و وقتی ناصر خسرو به سفر حج میرود و به تبریز میرسددر تبریز شاعری بنام قطران را میبیند که شعر نیکو میگفت اما دری (فارسی) نمیدانست و تا قرن هفتم که عصر سعدیست و هشتم که عصر حافظ است هنوز زبان دری (فارسی) در مناطق شیراز زبان عموم جامعه نبود و عده ای قلیل و تحصیل کرده این زبان را میدانستند .

هجری قمری نامی در تاریخ نیامده بود که این زمان همان زمانی است که شیخ عدی به میان آنها آمده و طریقۀ «عدویه» را در میان آنها بنیان نهاده است. او از زبان آلپ ارسلان دربارۀ ترکان و قدرت ،جنگاوری وسروری آنها مینویسد«شما ترکان لشکر خراسان و ماوراءالنّهرید،و در این دیار(عراق عجم و دیلمان) بیگانه اید و این ولایت به شمشیر و قهرگرفته ایم … صفا دربارۀ سبکتکین و محمود غزنوی مینویسد«اینان از یک سلسله غلامان ترک بودند که… آیا صفا دربارۀ دشمنی ترکان با آداب و رسوم ملّی ایران (؟ یهودیان است، که برای عبادت بر شانهایشان قرار میدهند، “که در حاشیه های آن در چهار طرف نخ هایی بافته شده آویزان هستند”، معمولا تالیت نوارهای راه راه با رنگ ها وطرح های مختلف دارد .

زندانی است که ابن زبیر، محمد بن حنفیه و پانزده تن از بنی هاشم را که با وي بیعت نکردند در آن زندانی کرد. 110 تن سکنه دارد. بگماشت و تمکین داد و فرمود تا بنیاسرائیل را نیکو دارد. جهیدگی سینه، و آن را سکیله و شجک نیز گویند و بتازیش فواق و به هند هچکی نامند. آن بوستانها و نخلستانهاست تا آنجا که چشم رسد و در چهار فرسنگی آن روستایی است که آن را تیومتین گویند. طاووس نماد مقدس آنها به شمار می رود که از دیدگاه آنان، برترین ِ ملائک است.

این اثر حاوی کلیه لغات فرهنگهای خطی و چاپی فارسی است و در نقل آنها بسیاری از غلط های گذشتگان تصحیح شده است و بسیاری از لغات ترکی، مغولی، هندی، عربی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، روسی و دیگر زبان های متداول در زبان فارسی نیز در این فرهنگ آمده است. در جلوی هر کلمه، معنای لغوی آن، موارد کاربرد، طرز تلفظ صحیح، اشعاری در رابطه با آن و بسیاری اطلاعات دیگر دربارهٔ لغت قرار دارد. پ.ن: از لحاظ ژنتیکی بین تورکان و مغولها تفاوتهای بسیاری وجود دارد و این دو، نژاد یکسانی نیستند. در بین گویندگان بی نام ونشانی مانند «بساطی سمرقندی» و امثال این شاعر نیاید (ن.ک.صفا،1380صص200-197)!

به عنوان مثال لندزبرگر مطرح می کند که طبق الواح اکدی پرکاربردترین عنوان حاکمان گوتیان، لفظ Yarğa:n می باشد که معادل لفظ قاضی یا دادرس در زبان تورکی بوده و می توان به عنوان تریبون (مقامی در ارتش) نیز معنی نمود که ایشان لغاتی از همین ریشه و معنی مانند Yarğan Tarxan و Kutluğ Yarğan Suci در نوشته های اورخون و Bu-Yurgan در منابع یونانی پیدا کرده است که در معنای تریبون به کار رفته اند. پروفسور بنو لندزبرگر که تحصیلات خود را در زمینۀ شرق شناسی در دانشگاه لایپزیگ آلمان در سال 1908 شروع کرد و از شاگردان آشورشناس معروف آلمانی، پروفسور هاینریش زیمرن بود که بعدا جانشین زیمرن در دانشگاه لایپزیگ شد.

آیا میتوان پذیرفت که تمایز و تفاوت آشکار «ایران» و «فارسی» را نمیدانسته اند؟ نوشته شده است یعنی «لغت فرس اسدی توسی» با 1200 واژه (ن.ک.تاریخ ادبیّات ایران و جهان(1) ،60،1383)میتوان قدرت و گستردگی و اصالت دو زبان را سنجید. در دیکشنری تخصصی (Specialized Dictionary) معنی هر کلمه با توجه به آن رشته تخصصی نمایش داده می شود. حدود نیمی از واژه نامه دهخدا (فرهنگ لغت دهخدا) ، لغات با معنی و شاهد و نیم دیگر آن اعلام تاریخی و جغرافیایی است. همه لغات فارسي و محلي، نام شهرها و روستاها و کلمات علمي و شاخص، حتي لغات عربي را مي توان در لغت نامه دهخدا يافت.

❇️فقط ایشان چرا آن تصاویر را پخش نمیکند که اکراد نقشه خیالی کردستان بزرگ را که از تورکیه تا عراق و آزربایجان جنوبی را در برمیگرد.! جِ سجل، دلو بزرگ. جِ سَجْل، یعنی دلو. جالبتر اینکه در هیچکدام از کتاب هایی که تا کنون در نقد و بررسی تاریخ ادبیات نویسی در ایران نوشته شده است ؛ یعنی «نظریۀ تاریخ ادبیّات» (نقد و بررسی تاریخ ادبیّات نگاری در ایران)، دکتر محمود فتوحی، تهران: ناژ،1382 و «دربارۀ تاریخ ادبیّات»، دکتر امیرعلی نجومیان و دیگران، تهران ، مرکز تحقیق و توسعۀ علوم انسانی (سمت) ،1384، در مورد این حقیقت عریان و واضح حتِّی دریک جملۀ کوتاه سخنی گفته نشده است!

آیا در محدودۀ جغرافیایی که امروزه روز «ایران»نامیده می شود فقط« قوم فارس» (به اصطلاح پانفارسها پارس) زیسته و میزیند که این محققان بزرگ(؟) اسم کتابهای خود را چنین گذاشته اند؟ لغتنامهٔ بزرگ دهخدا شامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای آنها و نیز کاربردشان در شعرها است. خداوند نام آنها را «ترک» نهاد و بر روی زمین فرمانرواساخت.خاقانهای روزگار ما را از بین آنان به در آورد، زمام امور ملّتهای جهان را بر کف آنان نهاد… حمایت محمود غزنوی از زبان و ادبیّات فارسی با پرورش و نوازش بیش ازچهارصد و به قولی پانصد شاعر در دربار خود که شاخصترین آنها عنصری، فرّخی،منوچهری ، عسجدی و عیّوقی بودهاند (همان،صص،100و67/ نیز ن.ک.

ادامه کپشن: عجیبتر و جالبتر آنکه خلاصه کنندۀ تاریخ ادبیّات صفا (البتّهزیر نظر صفا) در جلدهای دوّم و سوّم خلاصۀ تاریخ ادبیات ایران حتّی از نام بردن اسم شاعران قدرتمندتر و شاخص و نوع آور و صاحب سبک ترکی سرا و سه زبانه مانند سید علی عمادالدّین نسیمی (820-771هـ .ق) و محمّد فضولی (936-890هـ .ق) که هر دو به سه زبان ترکی، عربی و فارسی شعرهای قدرتمند سروده اند( فضولی در شعر ترکی بنیانگذار مکتب نو است که امثال علی آقا واحید شاعر بزرگ آذربایجان شمالی آن را تداوم بخشیده اند)، به دلایلِ مشخّصِ بهداشتی (!) خودداری کرده اند!

دیدگاهتان را بنویسید