مذاکرات مجلس شورای ملی ۲ خرداد ۱۳۲۹ نشست ۲۶ – ویکینبشته

قانون راجع به برقراری مستمری درباره ورثه مرحوم دکتر محمدحسن مافی استاد دانشگاه تهران – مصوب ۳ تیر ۱۳۳۵ مجلس شورای ملی و ۵ اردیبهشت ۱۳۳۵ مجلس سنا. من از شما سؤال میکنم یک چنین اشخاص چه صلاحیت دارند که شما این اختیارات وسیع رابه آنها میدهید اینجا است که مفهوم کلمه (به توافق) معلوم میشود ومی فهمم بچه منظور دراین ماده بکاررفته وقتی آقایان نمایندگان سؤال میکنند(به توافق صاحبان اعیانی) یعنی چه وتصور میکنند شاید درچاپ اشتباهی رخ دادهاست چرا نمیگوییدخیر این اشتباه نیست چرا توضیح نمیدهید (به توافق) یعنی اختیار وسیع یعنی اجازه واختیار سازش باخریدار چرا نمیگویید این همان اختیار است که درامورمالیاتی دادهایم وخیلی از مؤدیان از آن استفاده کردهاند چرا نمیگویید بگذارید مردم دیگرهم از نعمت (توافق) استفاده کنند چرا نکنند وقتی ثروت این مردم درمعرض حراج گذراده شده چرا یک مشت طالبین املاک بی صاحب خالصه هم از این کلمه استفاده نکنند.

این حکایت از عدم حمایت قانون مىکند این حکایت مىکند که حمایت کودکان آن طورى که باید و شاید به صورت قانون در نیامده و در ذهن مردم جلو نرفته است (محمدحسین قشقایى – یک تعارفى بیش نیست) من میدانم تعارف است یقین دارم تعارف است ولى وجود این تعارف حاکى از یک روحیهای است آن روحیه این است که خیال میکند که این فرزندش مثل یک لباس است یا یک صد دینارى توى جیبش است و یا جنسى است این روحیه خطرناک است (خسرو قشقایى – اینجا مملکت تعارف است) بنده میدانم که تعارفى بیش نیست خدا را شکر که تعارفى بیش نیست بلى اجراى این سیاست قسمتهاى مادى دارد که یک قسمتش مربوط به اصلاحات اقتصادى است که بنده الان چون به طور صریح در برنامه ذکر نشده در اطرافش صحبت نمیکنم و میگذارم براى بعد ولى قسمتى به اسم تشکیلات مملکتى است که براى نیرومند ساختن ایران لازم است هر چه زودتر در تشکیلات مملکتى تجدید نظر بشود این دستگاهى که ما به اسم ادارهکننده مملکت داریم علاوه بر فسادهایى که بهش نسبت میدهند بسیار ضعیف است دستگاهى است که نمیتواند تصمیم بگیرد و نمىتواند عمل بکند و باید به این وضعیت خاتمه داد بنده با وجود این که منطقاً میبایستى قسمتهاى لشکرى را از قسمتهاى کشورى جدا نکرد براى این که هر دو مشمول یک موقعیت و یک وضعیت هستند ولى اجازه میخواهم این قسمت را که تا اندازهاى عرف است میگویند لشکرى و کشورى است تا اندازهاى در بعضى قسمتها از هم جدا کنم و اول به بحث در اطراف ارتش بپردازم قبل از این که مطالب خودم را عرض بکنم میخواستم یادآور شوم که کارییر من، زندگى من، یک زندگى ارتشى است بنده جزو محصلین ارتشى به اروپا رفتم همیشه با پول ارتش در آنجا تحصیل کردم مدارس عالى که دیدم مدارس نظامى و ارتشى است و پنج سال در ایران در خدمت ارتش بودم و از آن جهت آنهایى که هر کس مىآید از ارتش صحبت بکند فورى تکفیرش میکنند با من اسلحه تکفیر را به کار نبرند براى این که من هر چه در ارتش میگذرد و هر چه سر ارتش وارد مىآید در قلب خودم احساس میکنم و مخصوصاً چون با افسران زیادى آشنایى و دوستى دارم به احساسات آنها واقف هستم و وقایعى که رخ میدهد میدانم چه اثرى در قلب آنها دارد تنقید در هر کارى لازم است آن که تنقید نمیکند و عیبجویى نمیکند اگر دشمن نباشد لااقل مطمئنیم که دوست نیست چون اوست که عیب را دید باید بگوید بنده میخواهم در اینجا معایبى که تا حالا در ارتش ایران دیدهام به عرض برسانم و اصلاحاتش را تقاضاکنم.

لت برای این پولها تعیین کرده یعنی از قرارصدی چهارآنراهم نپرداختهاند بعقیده بنده اگر دولت همین منافع مختصررا وصول نماید که بطور حتم وصول آن برای دوئلت خالی از اشکا ل خواهی بود خواهد توانست کسری بودجهای که از این جهت ایجاد میگرد تأمین نمایند وهزاران طرق مختلف دیگر که درمواقع مقتضی عرض نمایندگان محترم خواهدرسانیداینک موضوع دیگری که لازم بود به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم ودرضمن توجه دولت رابدان جلب نمایم این است بطوری که به بنده اطلاع دادهاند دریکی از محلات شهر تبریز شخصی برای تهیه آب اقدام به حفر چاهی نمودهاست سرانجام آبی که از این چاه استخراج شدهاست مخلوط با نفت بوده وبطوری که کهنهای که درآن آب زده شده وبه آتش نزدیک نمودهاند مشتعل گردیده اینست که بنده انتظار دارم دولت در این باره تحقیقات لازم را نموده وصحت و سقم آنرا در اینجا تأیید یا تکذیب نماید و درصورت صحت اظهار نماید برای استفاده از این طلای سیاه چه تدابیر عاقلانهای اتخاذ نموده یا خواهد نمود آخرین موضوعی را که میخواستم به عرض برسانم و از دولت تقاضا نمایم بدان توجه نماید این است شهرستان تبریز با حومه قریب ۵۰۰ هزارنفر جمعیت دارد و بیشتر این جمعیت در دهات وقصبات اطراف شهر پراکندهاند این دهات فواصلشان تا شهرتبریز۲۰ الی ۳۰ فرسخ هم میرسد و این جمعیتها از نقطه نظر بهداشتی هیچ نوع وسیله حتی حمام هم در اختیارندارند فقط در خود شهرستان تبریز عده معدودی دکتر بیشتر نیست و اهالی این دهات به هیچوجه نمیتوانند درمواقع ضروری از وجودشان استفاده کنند این است که بنده پیشنهاد مینمایم دولت ۱۲ آمبولانس با طبیب در اختیاربهداری تبریز بگذارد که این آمبولانسها دراین دهات گردش کرده و در هر نقطه یک روز توقف نماید مردم با مراجعه به آنها رفع احتیاج نمایند.

اردلان – بلی بنده درکمیسیون قوانین دارایی هم که افتخار عضویت دارم با این ماده ۸ مخالفت کردم ولی متأسفانه پیش نبردم حالا هم همان نظر مخالفی که درکمیسیون به عرض اعضاء محترم کمیسیون رسانیدم به عرض مجلس شورای ملی میرسانم شاید بتوانم جلب نظر آقایان نمایندگان محترم رادراین خصوص بنمایم دراین ماده ۸ نوشته شدهاست که وجوه حاصله که طبق مقررات این قانون گرفته میشود بعنوان سرمایه بانک کشاورزی خواهد بود بنده نظرم این بود که ما ازموقع استفاده بکنیم وبیاییم از فروش این خالصات یک قسمتی از بدهی که دولت سالهاست ببانک ملی ایران دارد ویک باری برای مملکت شده یک قسمتی از این بدهی را ما بپردازیم وقرض دولت را سبک کنیم و فکربنده این بود که با اینکار دونظر را انجام دهیم اگراین نظر بنده تأمین شود و او این بود که ما پول رابدهیم ببانک ملی ایران قرض دولت را سبک کنیم بانک ملی ایران چکارمیکند راکد که نگه نمیدارد ومسلماً که تابحال قوانین وضع نشده ببانک کشاورزی کمک کرده همان پول راممکن است ببانک کشاورزی وبانک رهنی که یک مؤسسه دیگری است کمک بدهد بالمآل ما هم قرض دولت راسبک کردهایم وهم بانک کشاورزی که دراین ماده نوشته شده استفاده از این پول بکند بالمآل این استفاده راخواهدکرد نظر بنده این بود خواستم آقایان مجترم درست مسبوق باشند که چرامن این پیشنهاد راکردم درترازنامهای که بانک ملی ایران درچندروز قبل منتشر کرده بود که منتهی میشد بسال ۲۸ آنجا یک ارقامی است که حقیقتاً ارقام سرسام آوری است مینویسد بدهکاران درردیف اول دولت ۴۴۵، ۶۰۵،۲۷۱ و ۴ ریال در روز۲۹/۱۲/ ۱۳۲۸ ببانک ملی ایران بدهکار بود بعلاوه بدهکاری بنگاههای دولتی و شرکتها وشهرداریها که به ضمانت وزارت دارایی به بانک ملی ایران معترض هستند جمعاً ۰۰۰ / ۷۸۳ /۳۷۴ ریال میباشد که اگر جمع این دوقلم راما حساب کنیم رقمی بیرون میآید تقریباً ۵ میلیارد ریال (شوشتری – بودجه ۵ سال مملکت) بانک ملی ایران از دولت حاضر ۵ میلیارد طلبکار است ۵ میلیارد ریال و هر سال که بودجه رابه مجلس تقدیم میکند و امروز هم جناب آقای وزیردارایی تقدیم کردند یک رقمی جزء هزینه دولت میبینیم که نوشتهاست از بابت استهلاک قرض دولت ببانک ملی ایران صد میلیون ریال ببانک بدهیم درظرف ۵۰ سال وقت لازم دارد که این قرض مستهلک بشود و البته این صحیح نیست شما اگر از یکنفر ۵۰ تومان طلبکار باشید و بگویید سالی یک تومان به شما میدهم اعتبار شما پهلوی آن شخص، آنطرف زیاد نخواهدشد این است که بنده از اشخاصی هستم که همیشه فکر میکنم بیاییم این قرض دولت راببانک ملی ایران مستهلک کنیم وهیچ راهی بهترازاین نیست که امروز ما میخواهیم خالصجات رابفروشیم بیاییم بگوییم ۵۰ درصد این پول را که بتدریج بدست میآید بدهند ببانک ملی ایران بابت بدهی دولت ودر بودجه هم که سالی صد میلیون ریال میگذارند یواش یواش این قرض مستهلک میشود والا به هیچ نحوی مقدورنیست این وام داده شود بانک ملی هم که پول بدستش بیاید چکارمیکند غیرازاین ببانک کشاورزی و بانک رهنی و بیمه میدهد که همه اش منافع اجتماع درش است کاردیگری نخواهد کرد واگرما این کاررانکنیم این قرض همیشه بگردن دولت میماند و در ترازنامههای بانک ملی ایران هم ما میبینیم که بانک ملی ایران درمقابل بمردم مدیون است درمقابل هم ۵ میلیارد ریال از دولت طلبکاراست اگر یک وقتی مردم پولشان رابخواهند بانک نمیتواند بگوید من از دولت طلبکارم باید آناً پول رابدهد بنابراین بنظر بنده مصلحت مملکت اقتضا میکند که مابیاییم در ماده ۸ اینطور بنویسیم که وجوه حاصله از فروش خالصجات نصفش رابابت بدهی دولت ببانک ملی ایران بدهد نصفش راهم ببانک کشاورزی بدهند البته من نمیگویم که این خالصحات خیلی پول است ولی اساساً وقتی یک بدهکاری حسن نیت بخرج داد که میخواهد بدهی خودش رابدهد ووسیلهای الان دارداین اعتماد رازیاد میکند این است که بنده خواستم به عرض آقایان برسانم پیشنهادی هم دراین خصوص دادهام و اگر کمیسیون قوانین دارایی بانظر من موافق بشود من باز درشور دوم پیشنهاد خودم را تقدیم خواهم کرد برای اینکه من عقیده دارم که باید این طلب بانک ملی ایران هرطور شده تصفیه شود وحالا این یک وسیلهای هست اگرهم یک عوایدی دیگری بوجود بیایدآقایان نمایندگا ن محترم خواهند دید که من از اشخاصی خواهم بود که پیشنهاد خواهم کرد از آن عواید هم بازبابت بدهی دولت ببانک ملی ایران سهمی بدهند که رفته رفته تصفیه شود وقسمت دیگری که در این باره بنده عرض داشتم این بود که البته درخود ماده مستتر است ولی این باید تصریح بشود دولت خالصجاتی رامیفروشد که الان مالک است، متصرف است.

برای اینکه اعیان از آن آب قنات باید مشروب بشود (مکرم – معذرت میخواهم این درآخر ماده اول تصریح شده بشرط سکونت درمحل) اما اشخاصی که صاحب ده نیستند وخارج از سکنه هستند عرض کردم مباشر خالصه بوده، پاشده رفته دراین دهات اطراف الان دارای اعیان مهمی است که اعانش راثبت کرده ورقه ثبتش راهم در دست دارد این رانباید از نظر دورکرد که آنرا باید عرصه اش را بقیمت صحیح ازش پول گرفت چون این زارع نیست که مورد ارفاق باشد برای چنین کسی که اعیان آمده آنجا ایجادکرده و سالی ده هزارتومان استفاده مبیبرد بدولت قیمت اعیان راندهد اینکه نمیشود جنابعالی که مخبر کمیسیون هستید بنده خواستم این نکته را متذکر بشوم که سوءتفاهمی نشود که آن دسته متمول است توی شهر نشسته زارع نیست، ساکن ده نیست این نباید مورد ارفاق واقع بشود.

اینهارا بلدم و میفهمم که چه میگویم واشتباه هم نمیکنم انشاءالله ولی در این اموری که مربوط بمردم است از خدا میخواهم که اشتباه نکنم ما اگر سرمایهای بدهیم بدست دولت و دولت بدست مردمان با ایمان که بیایند و تراکتور در اختیار مردم بگذارند تا اراضی را شخم بزنند مجانی، عواید و سطح درآمد رعایا درست دو برابر میشود حداقل (یکی از نمایندگان – خیلی بیشتر میشود) خیلی بیشتر میشود چه مانعی دارد سی پارچه پنجاه پارچه را اگر بطور پاکیزه بمزایده بگذاریم فروشش را اما نه باخرج تراشی آن بازی هارا درست کنیم، گرگان ۸۰۰هزارهکتار اراضی دارد وشاید بیشتر وشاید کمتر حساب نکردم اسفراین که آقای سعید مهدوی درآنجا مالک است از جلوی سلطان آباد که حرکت میکنید تا میان آباد ۲۱ فرسخ است آن وقت عرضش راهم بگیرید از آن طرف ده تا پانزده فرسخ است من همه رادیدهام آثار سدها آثار سابقه مال ساسانیها مال دیالمه همه موجود است متأسفانه بدست ما که افتاد باین صورت درآمد ما برویم این اراضی را۵هکتار و۱۰هکتار درست بکنیم بدهیم بدست یک کارمند دولت بگوییم آقاجان این زمین است برایت شخم زدهایم این هم تخمش برو آنجا قیمت عادله اش این است ما بنصف قیمت برایت حساب میکنیم حقوق ده ساله راهم پیش میدهیم خدارا شاهد میگیرم از این طریق تأمین میشود ناینکه بیاییم این هزاروششصد هزارپارچه هزاروهفتصد پارچه ملک راهم از دست دولت بگیریم همین صورت باشد شما خواهید دید با این جور تقسیم خوزستان که ۴۰هزار هکتار و۲۰هزار هکتار باشخاص دادند مملکت آباد نمیشود مملکت داری روی حرفهای شیرین نیست روی دقت عمل با ایمان وتوجه بخدا وعدالت ومنافع مردم را در نظر گرفتن است از این جهت بنده حذف این ماده راهم قبلاً پیشنهاد کردم برای اینکه عرایضم را عرض کنم جناب آقای وارسته من شما را آدم خوبی میشناسم باید مجدداً بروی بنشینی فکر بکنی دقت کنی ببینی چطور میشود که در فروش این اراضی رعایا استفاده کنند بیانی که آقای ملک مدنی فرمودند جناب آقای ملک مدنی صحیح بود یک عدهای در تهران اگر تاجر است فعلاًرفته اراضی یک جایی را گرفته استفاده میکندولی باز رعیت ساکن آنجا همان طوربیچارهاست علت این را بادقت وتوجه بیشتری درک کرد توجه بفرمایید اگر اصلاح بشود البته در شور دوم در مجلس شورای ملی نمایندگان محترم بایک توجه مخصوصی رأی خوهند داد والا اگر غیر از این جور باشد بنده مخالفم.

ناظم قضیه را در دو سه کلمه برای بچهها گفت که من رسیدم وهمه دست زدند. تبصره سوم – اراضی واملاکی که مورد حاجت وزارت کشاورزی برای تهیه بذر ومزرعه نمونه باشد بموجب تصویب نامه هیئت وزیران واگذار خواهد شد. مگرمانمیدانیم درمیان صدها مردمان پاک وبا ایمانی که دردهات ایرا ن زندگی میکنند افرادی هم مثل همه جای دنیا پیدا میشوند که دررندی وحقه بازی دست کمی از هم جنسان شهری خود ندارند وهمین اشخاص خواهند بود که دراین کمیسیونها خودرا باسم متخصص کشاورزی قالب زده بادستیاری سایر اعضاء مجهول الهویه کمیسیون درست وحسابی بدولت ورعیت خدمت خواهندکرد بدست یک چنین اشخاصی خواهدبودکه بهای عرصه خالصجات کرج وامین آباد وغیره تعیین ویافروش خالصجات مهمی مثل ظغان وخاوه وخالصجات مهم گرمسار وامثال آن صورت خواهد گرفت.

البته آقایان محترم توجه دارند که دربعضی خالصجات مانند کرج اشخاصی درزمینهای دولت درختکاری وساختمانهایی کردهاند وضعیت این اعیانی غیرازاعیانی باغات وساختمانهای رعیتی دهات دور افتاده خالصهاست وبهای عرصه اعیانی واقع درخالصجاتی مثل کرج وامین آباد وامثال آنها غیر از املاک خالصه دوردست میباشد – دراین ماده معلوم نشدهاست قیمت این عرصه چگونه تعیین خواهد شد وتصریح نشدهاست چه کسانی اینکارراخواهند کرد آنچه بنظر میآید همان کمیسیون کذایی که دراین لایحه پیش بینی شده که حلال مشکلات ومنبع فیض وکرم باید نامش نهاد مأمور تعیین بهای عرصه اعیانیهای کرج وامین آباد وغیره واجراء کننده ماده ۶ و فروشنده تمام املاک خالصه خواهد بود، من از آقایان انصاف میخواهم یکنفر از اهالی یک دهی که نامش رامطلع ویا متخصص کشاورزی میگذاریم بایک مردی که مهندس نقشه بردارش میخوانیم یافلان کارمند دون رتبه ثبت که دردهات دوردست انجام وظیفه مینماید یایکنفر نماینده بانک کشاورزی که ابداً از خالصجات اطلاعی نداردومعلوم نیست سابقه اش چیست آیا یک چنین افرادی صلاحیت دارند بروند مثلاً کرج ویا امین آباد وامثال آنها وبهای عرصه باغها یاساختمانهایی راکه متنفذین تهران یامحل درملک خالصه احداث کردهاند تعیین نمایند وبا املاک مهم دیگر دولت رابفروشند ویا اینگونه مالکین اعیانی درباب بهای عرصه وطرز پرداخت آن گفتگو ودراین مسائل با آنها توافق نمایند.

در یک مورد هوشنگ رام که رئیس بانکه عمران بود، نامهای بعرض اعلیحضرت رسانده بود که روش واردات روغن خام برای صنایع روغن نباتی ایران غلط است و توقعاتی داشت که این روغنها از طریق بانک او وارد بشود. معلم کلاس سه، یک جوان ترکهای بود، بلند و با یک صورت استخوانی و ریش از ته تراشیده و یخهٔ بلند آهاردار. اگر در منطقه خاصی از تهران دنبال جایی برای ورزش، بازار و خرید ، مراکز فرهنگی و مذهبی، اماکن تاریخی، مراکز اقامتی و هتلها و شهربازی هستید، لایههای گویاساز نقشه تهران به کمک شما میآیند. مطلب دیگراینکه درمعامله قاعدتاً واصولاً توافق فروشنده وخریدار شرط است وتصریح این مطلب دراینجا آنهم به این شکل یعنی با اضافه شدن کلمه (به) به توافق مفهوم دیگری غیرازتوافق عادی بین خریداروفروشنده داردوهمین مفهوم است که قضیه را خیلی کشداروراه سوءاستفادههای زیادی رابازمیکند.

بدیهی است کلیه آییننامههای مربوطه باید به تصویب کمیسیون دارایی برسد وترتیب کارطوری داده شود که بایک برنامه منظم وصحیحی این قانون درظرف مثلاً سه سال بموقع اجرا گذراده شود این بود عرایض بنده. برنامه عمرانی چهارم اجرا شده بین سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ – تصمیم متخذه کمیسیون برنامه مجلسین راجع به اصول و هدفهای برنامه عمرانی چهارم کشور مصوب ۱۳۴۷۰۵۰۸ – برنامه عمرانی چهارم دارای چهار قسمت و بیست فصل منضم به تصمیم متخذه کمیسیون برنامه مجلسین راجع به اصول و هدفهای برنامه چهارم عمرانیکشور میباشد. آقا ما الان در گیلان ۲۵۰ هزار تن برنج داریم چهل هزار تن در سال خارج مىشود چم پا حالا کیلویى یازده هزار ریال است ۲۵۰ هزار ضرب در هزار کیلو ضرب در یازده قران ببینید چقدر مىشود صدى ۲۰ صدى پانزده آن را حساب کنید چقدر میشود (مهندس غروى – حساب کنید چقدر میشود) شما مهندس هستید حساب کنید من قاضى هستم ما مقدار زیادى توتون داریم و الان عرض خواهم کرد که در کمیسیون بودجه جناب آقاى کاظمى فرمودند که به حمدالله کارهاى ما مرتب است و ما هم خیلى شوق و ذوق کردیم ولى بعد فرمودند که قسمت اعظم عایدات از محل توتون است ولى ایشان توجه نفرمودند که این توتونکارها الان چه وضعى دارند و چطور زندگى میکنند و رعیت بدبخت و بیچاره است این هست اتحادیه توتونکاران شمال که جناب آقاى دادور ریاست آن را دارند و میچرخانند مىفرمودند که رعیت بدبخت آمده بود آنجا در اداره دخانیات یک کت پاره پاره و از پیراهن فقط چیزى نازک و یک قسمتش که پاره نمیشود از پیراهن دارد آمده که طلبش را بگیرد هزار تومان طلب داشته است بعد از این که باز او را معطل کردهاند آمده بالاخره گفته است لااقل پنج قران بده به من نان بخرم بخورم (دادور – دو میلیون تومان طلبکار هستند) این خوب نیست آخر گیلانى بدبخت شرافتمند چقدر تحمل بکند شما بیش از ۱۰۰ میلیون تومان از راه دخانیات عایدى در این مملکت دارید اگر عایدى مملکت ما تقریباً هزار میلیون تومان است اقلاً یک دهمش را زارع بدبخت گیلان براى شما تأمین میکند (نریمان – دویست میلیون تومان است) آخر ما تنها نیستیم گرگان، آذربایجان و کردستان هم دارد.

آقای بهادری بهادری – البته آقایان محترم اخیراً درجراید ملاحظه واستحضار حاصل فرمودهاند که روز ۲۳ اردیبهشت دراثربارندگیهای متوالی سیل مهیبی از دو نقطه به داخله شهرمیانه سرازیرگردیده متجاوز از ۲۰۰ خانه اشخاص را که در مسیر سیل واقع بودهاند بکلی خراب و خسارات فوق العاده را به تجارو کسبه بازاری. نورالدین امامی – عرض بنده دو موضوع است یکی راجع به همین صورتجلسهاست که حالایواش یواش مثل دورههای قبل میشود، که سه جلسه چهارجلسه صورت مجلسها را نمیدهند ملاحظه بفرمایید مال یکشنبه را امروزدادهاند که هشت روز گذشتهاست عرض دوم راجع به تشکیل جلسات است که سرساعت تشکیل نمیشود مثل همان یخ دربهشت میماند خودمان را که نتوانیم مرتب بکنیم کارهای مردم راچه جوراینجا میخواهیم مرتب کنیم؟

بنده از دولت تقاضا مینمایم دستور صادرفرمایند ترفیعات سال ۲۷ و ۲۸ کارمندان را که هیچ نوع منع قانونی هم ندارند کارگزینیها صادر نمایند منتها دراحکام نوشته شود که ما به التفاوت از اول سال ۲۹ وآنهم پس از تصویب بودجه قابل پرداخت خواهد بود حالا اینکه میفرمایند که دولت بودجه ندارد یعنی بنده تاحدی دولت راراهنمایی میکنم که از کجا بتواند کسربودجه را تأمین بنماید. نایب رئیس – نامهای از طرف آقای دکتر مصدق رسیدهاست برای اطلاع مجلس خوانده میشود. فست فود گسترش تبریز با معماری مدرن و چیدمان شیک یک انتخاب منحصربهفرد برای گردشگران تور تبریز است.

هتل بین المللی تبریز نزدیک به دانشگاه تبریز و دانگاه پزشکی و صدا و سیما می باشد از این رو محل بسیار مناسبی برای اقامت های تحصیلی و کاری می باشد. قرآن را بستم و از پنجره نگاهی به بیرون انداختم. نایب رئیس – حالا نطقهای قبل از دستور شروع میشود. نایب رئیس – آقای اردلان مخالفید؟ نایب رئیس – رأی میگیریم به کفایت مذاکرات در ماده ۶ آقایان موافقین قیام فرمایند (عده کثیری قیام کردند) تصویب شد آقای وزیر جنگ مطلبی دارید؟

دیدگاهتان را بنویسید